chepster ترکیه برخورد بین الملل ترکیه روسیه

chepster: ترکیه برخورد بین الملل ترکیه روسیه ناو جنگی نظامیان روسیه

گت بلاگز اخبار فرهنگی و هنری رخ به رخ با حسن یکتاپناه کارگردانی که بعد از ١٤‌سال با «غیرمجاز» آمده هست.

روند حرکتی حسن یکتاپناه در سینمای کشور عزیزمان ایران شکل عجیبی دارد. سینماگر با استعداد که با دستیاری کارگردانانی چون علی حاتمی، عباس کیارستمی، ابراهیم فروزش و

رخ به رخ با حسن یکتاپناه کارگردانی که بعد از ١٤‌سال با «غیرمجاز» آمده هست.

رخ به رخ با حسن یکتاپناه کارگردانی که بعد از ١٤ سال با «غیرمجاز» آمده است.

عبارات مهم : ایران

روند حرکتی حسن یکتاپناه در سینمای کشور عزیزمان ایران شکل عجیبی دارد. سینماگر با استعداد که با دستیاری کارگردانانی چون علی حاتمی، عباس کیارستمی، ابراهیم فروزش و تهمینه میلانی آغازی امیدآفرین در این وادی داشت، در کارگردانی نیز با قدرت شروع کرد و با همان نخستين فیلمش که جمعه نام داشت، در بخش نوعی نگاه فستیوال کن موفق به دریافت جایزه ارزشمند دوربین طلايی کن شد؛ ولی این شروع قدرتمند بسان شهابی زودگذر به سرعت مسیر افول را پیش گرفت.

یکتاپناه که با نخستين فیلمش جمعه در همان سالی که بهمن قبادی با فیلم زمانی جهت مستی اسب ها دوربین طلایی کن را گرفت، با او در این جایزه شریک بود و بعدتر هم فیلمش را در حدود چهل فستیوال متفاوت جهانی موفق دید، علی رغم حرکت رو به رشد بهمن قبادی روند قهقرایی را در پی گرفت و در کوتاه زمانی از سینمای کشور عزیزمان ایران محو شد.

رخ به رخ با حسن یکتاپناه کارگردانی که بعد از ١٤‌سال با «غیرمجاز» آمده هست.

جمعه در نمایش های فستیوالی خود جوایز متعددی را نصیب سازنده اش کرد که مهمترین آنها جایزه مخصوص هیأت داوران توکیو فیلمکس، جایزه هیأت داوران براتیسلاوا، جایزه تماشاگران هامبورگ، عالی ترین بازیگر نقش اول در فستیوال اشخاص علاقه مسکو و… بود. او جهت ساخت دومین فیلمش که داستان ناتمام نام داشت سه سال صبر کرد و آن را در سال ۱۳۸۲ ساخت. فیلمی که آن نیز موفق بود و در سال ۲۰۰۴ یوزپلنگ نقره ای فستیوال لوکارنو و عالی ترین فیلم آسیایی نت – پک را از آن خود کرد و البته این جایزه تنها یکی از جوایز بین المللی فیلم بود.

این کارگردان که به نظر می رسید مسیر موفقیت را یافته و به سرعت در آن جهت در حال حرکت هست، اما، جهت ساخت سومین فیلمش حدود چهارده سال انتظار کشید و بالاخره در سال ٩٥ فیلم غیرمجاز را بعد از سال ها دوری از سینما جلوی دوربین برد. فیلمی با بازی میلاد کی مرام و لیلا زارع که داستانی راجع به دختران فراری را روایت می کند. غیرمجاز داستان دختر جوانی است که در پی یافتن نامزد خود به پایتخت کشور عزیزمان ایران می آید. او در این راه با ناملایماتی روبه رو می شود که توقع آن را ندارد.

روند حرکتی حسن یکتاپناه در سینمای کشور عزیزمان ایران شکل عجیبی دارد. سینماگر با استعداد که با دستیاری کارگردانانی چون علی حاتمی، عباس کیارستمی، ابراهیم فروزش و

طبیعی است که شروع گفت وگو با کارگردانی چون حسن یکتاپناه راجع به دلایل دوری طولانی مدت او از سینما باشد.

آقای یکتاپناه عزیز شما با این که به نظر می رسید در مسیر موفقیت هستید، ولی به یک باره توقف چهارده ساله ای در کارنامه تان پیدا شد که غیرمنتظره بود. می توانید بگویید که آیا بین فیلم دوم شما با فیلم غیرمجاز که در حال حاضر اکران هست، این فاصله طولانی سیزده – چهارده ساله پیش آمد؟
می شود گفت این امر علت غیرسینمایی داشت؛ درواقع چون همسرم به بیماری سرطان مبتلا شده است بود و باید در خارج از کشور درمان می شد، ناچار بودیم چند سالی خارج از کشور زندگی کنیم.

آن جا امکان فعالیت سینمایی نداشتید؟
کارکردن در اروپا خیلی سخت هست. من خودم آن جا در کشور اتریش در همان نخستین سال های زندگی یک فیلمنامه ای نوشتم، با این نشانه که کار کنم ولی هنگامی که پیش رفتیم، دیدم کار کردن در آن جا برایم بسیار سخت است.

بعد حسابی گیر شرایط افتاده بودید.
بله؛ آن جا کار کردن جهت من دشوارتر از آن بود که بشود تصورش را کرد و از سوی دیگر هم روند درمانی همسرم اجازه نمی داد به کشور عزیزمان ایران بازگردم و این جا کار کنم؛ به هر حال یک مدت وقت خیلی طولانی درگیر این جریان بودم.

این امکان را نداشتید که خودتان با سرمایه شخصی کارهای جمع و جور کوچک بسازید؟
خب من فیلم هایم را با هزینه های دولتی آنچنانی نساخته بودم. فیلم های مستقل و کم هزینه ای بودند که تازه تا آن وقت هنوز هیچ کدام پروانه نمایش هم نگرفته بودند. فیلمسازی که باید یک فیلمش به ثمر بنشیند تا بتواند با پول آن فیلم بعدش را بسازد در چنین شرایطی دیگر کاری ازش برنمی آید که؛ من هم به این علت دیگر پولی نداشتم تا فیلم جدیدم را بتوانم بسازم. من جهت نخستین فیلمم سه گانه ای با سوژه مهاجرت ساختم که متاسفانه پروانه نمایش نگرفت و مرا از سینما زده کرد. در خارج از کشور عزیزمان ایران هم که خواستم فعالیت کنم، به این علت که تمرکز من بر روی سوژه های اجتماعی بود و هنوز هم هست، آن جا هم نتوانستم کار کنم.

بعد غیرمجاز باید انباشت انگیزه های شما در تمام این سال ها باشد؛ درست است؟
بگذارید این گونه بگویم که هنگامی که به کشور عزیزمان ایران بازگشتم، تمام تلاشم را کردم تا فیلمی بسازم که در عین حال که موضوعی اجتماعی دارد، این توانایی را هم داشته باشد که با تعداد بیشتری از مخاطبان ارتباط برقرار کند.

آیا رنگی از فیلمنامه های دوران دوری از کشور عزیزمان ایران را در غیرمجاز هم می شود دید؟
این شکلی به ماجرا نگاه نکرده ام؛ ولی در کل دختر فیلم غیرمجاز هم به نوعی مهاجر هست. دختری که از منزل فرار کرده و سرگشتگی ها و گمگشتگی هایش را در پایتخت کشور عزیزمان ایران دنبال می کند.

فیلمسازی بعد از این همه دوری با تمام آمال و انگیزه هایی که دارد، باید فیلمنامه ای را خیلی پسندیده باشد تا ریسک معرفی دوباره خود را با آن به انجام رساند.
درست است.

رخ به رخ با حسن یکتاپناه کارگردانی که بعد از ١٤‌سال با «غیرمجاز» آمده هست.

غیرمجاز چه داشت که باعث شد جهت بازگشت تان بعد از سال ها به عرصه سینما این سناریو را گزینش کنید؟
اولین خصوصیتی که این متن داشت، این بود که به رویکرد اجتماعی من در سینما بسیار نزدیک بود. باید همچنین اشاره کنم به داستانش راجع به دختران فراری که هم بسیار قشنگ بود و هم این که نگاه عمیقی به پرسشها و مصایب این قشر انداخته بود.

آیا فیلم راحت ساخته شد؟ زیاد منظورم به مجوزها و ممیزی هاست که قاعدتا در مورد دختران فراری باید حساسیت هایی را باعث شده است باشد.
وقتی اول بار متن را بازنویسی کردیم و به ارشاد فرستادیم، ارشاد با اعطای مجوز ساخت به فیلم غیرمجاز مخالفت کرد. علت ارزش هم این بود که فیلمنامه و داستان خیلی تلخ هست. ما بعد از این حرف ها نشستیم و به قولی قصه را تلطیف کردیم تا که توانستیم موافقت ارشاد را جهت ساخت فیلم بگیریم.

غیرمجاز حداقل از نظر انتقادی چندان موفق جلوه نکرده و منتقدانی که روی این فیلم نقد نوشته اند، بیشترشان به این توصیه اشاره کرده اند که این فیلم در قیاس با فیلم های سابق تان چون جمعه و داستان ناتمام چند گام عقب تر می ایستد. شما این نقدها را می پذیرید؟
خب هر منتقدی حق دارد نظرش را راجع به هر فیلمی ابراز کند؛ ولی من به شخصه فکر می کنم که غیرمجاز سینمایی تر از آثار قبلی ام هست. به هر حال اگر یادتان باشد فیلم های پیشین من مستند گونه بود؛ ولی این یکی سر و شکل و ساختاری نزدیک به سینمای داستانی دارد. توصیه مهم دیگر که باعث تفاوت این فیلم با آن قبلی هاست، موضوعش هست. عنوان فیلم های اول من مهاجرت و فرار مغزها بود و این مسأله هنوز هم از دغدغه های اجتماعی من است.

آیا این عنوان را رها کردید؟ با تجربه سال ها خارج نشینی، فکر نمی کنید اگر سومین فیلم تان را هم راجع به مهاجرت می ساختید، می توانستید خیلی موفق تر به عنوان بپردازید؟
گفتم که مهاجرت هنوز هم از دغدغه های اجتماعی من هست. این یک عنوان مهم و به روز است که هیچ وقت نه قدیمی می شود و نه از مد می افتد و هر لحظه از هر زاویه ای که به این عنوان نگاه شود، جالب هست. می دانید میل به به مهاجرت در میان اقوام و ملیت های متفاوت وجود دارد، حتی در جوامعی که ظاهرا مسئله چندانی هم ندارند؛ به عنوان نمونه ژاپنی ها و فرانسوی ها که هنگامی که در جریان تحقیقاتم دیدم که چقدر دوست دارند به آمریکا مهاجرت کنند، واقعا شگفت زده شدم. ماجرای مهاجرت قصه همیشگی آدم ها است و ربطی به دنیا سومی بودن ندارد.

روند حرکتی حسن یکتاپناه در سینمای کشور عزیزمان ایران شکل عجیبی دارد. سینماگر با استعداد که با دستیاری کارگردانانی چون علی حاتمی، عباس کیارستمی، ابراهیم فروزش و

یعنی می خواهید بگویید که علت برتری فیلم های اولیه تان در قیاس منتقدان عنوان درگیرکننده تر آنها بوده است؟
دقیقا؛ این را قطع به یقین می گویم که دو فیلم ابتدایی من شاید به علت عنوان و مضمون ارزش مورد توجه اهالی سینما و منتقدان و کارشناسان قرار گرفته هست؛ وگرنه به نظر شخص من که کارگردان هر سه این فیلم ها هستم، از نظر ساختاری فیلم غیرمجاز زیاد به سینما نزدیک است.

هنگامی که می خواستید غیرمجاز را بسازید، آیا تردید نداشتید که نزدیک شدن به عنوان دختران فراری که بارها و بارها در سینما به آن پرداخته شده، ممکن است نتیجه مد نظرتان را حاصل نیاورد؟
بعضی سوژه ها هستند که هیچ گاه کهنه نمی شوند؛ مثل مهاجرت که گفتم. به نظرم دختران فراری نیز مثل مهاجرت موضوعی است که هیچ وقت تکراری نمی شود؛ چون هر لحظه هست. هنگامی که موضوعی در جامعه اتفاق می افتد، نمی شود گفت چون یک نفر سال ها پیش در این مورد فیلم ساخته بعد باید ببوسیم و بگذاریمش کنار؛ اصلا خود سینما هم به نظر من تکرار هست. دقیقا مثل زندگی که هر روز زیاد لحظات مان به تکرار می گذرد بعد به نظر من سینما تکراری نمی شود. در هر موضوعی می شود فیلمی ساخت که تکراری نباشد و در این بین اگر کاری تکراری جلوه می کند، تقصیر عنوان و مضمون آن نیست. بگذارید واضح تر بگویم: نوع پرداخت به سینما است که باعث تکرار یا تنوع در آن می شود.

چه شد که دغدغه دختران فراری سراغ تان آمد؟
وقتی به آمار فرار دختران نگاه می کنید، می بینید که این معضل با گذر سال ها نه تنها کم کردن پیدا نکرده، بلکه سال به سال زیاد هم شده است هست. مخصوصا این که اینترنت اعتماد به نفسی به جوانان داده است که خیلی سریع تصمیم می گیرند و مجبور پیامدهای بسیار گسترده ای هم می شوند. مشکلی که در این بین احساس می شود این است كه به رغم این که آمار فرار دختران از منزل در سال های اخیر زیاد کردن چشمگیری پیدا کرده ولی در این مدت فعالیت های فرهنگی ما جهت پیشگیری و درمان این معضل اجتماعی تقریبا در حد هیچ بوده است.

خب شاید همه چیز را هم فرهنگسازی حل نکند. هنگامی که دختری چنین تصمیمی را می گیرد آیا به این علت نیست که سراب پیش رو را با تمام خطرهایش نسبت به فضایی که پشت سرش بوده هست، فریبنده تر می بیند؟
در این زمینه باید خیلی کارها کرد؛ ولی متاسفانه در این مدت نه قوانین تغییری پیدا کرده اند نه اتفاق دیگری افتاده و به عنوان نمونه آموزش و پرورش در این حوزه کاری جهت آشنا کردن دختران با مخاطرات چنین راهی کرده هست. این درست است که زمانی که دختری از منزل فرار می کند، به این علت است که امکان ادامه زندگی در آن منزل برایش امکان پذیر نیست، به دلایلی چون ناامنی، تنبیه، اعتیاد والدین یا هر علت دیگری ولی بیایید فرض کنیم دختری را بعد از نخستين فرار دستگیر می کنند؛ در این صورت نیروی انتظامی نخستين کاری که می کند این است كه دختر را بار دیگر به خانواده تحویل می دهد. این به این معناست که بدون این که عوامل فرار عوض کردن کرده باشند، دختر دوباره به ناچار تحویل همان محیط می شود و طبیعی است که دوباره فکر فرار به سرش می زند. این یک اشتباه بزرگ هست. از طرف دیگر خانواده های مان نیز آموزش مورد نیاز را جهت برخورد با نوجوانان و جوانان ندیده اند. باید فرهنگی در خانواده ها حاکم باشد که اگر دختری از سوی جامعه با ترساندن یا خطری روبه رو شود، بتواند به آسانی این مسأله را با خانواده اش در میان بگذارد ولی شرایط را به گونه ای ساخته ایم که دختران به علت حجب و حیا و وحشت از آبرویی که دارند، این پرسشها را در خانواده بیان نمی کنند و در معرض خطر قرار می گیرند و متاسفانه روز به روز این اتفاق ها زیاد می شود.

رخ به رخ با حسن یکتاپناه کارگردانی که بعد از ١٤‌سال با «غیرمجاز» آمده هست.

خب در مقاطعی فیلم های تأثیرگذاری چون دختری با کفش های کتانی رسول صدرعاملی و چند نمونه دیگر به خوبی به مسائلی مهم راجع به این عنوان اشاره کردند و بیست سال بعد از آن مقطع مهم تاریخی شما در غیر مجاز چه نگاهی به عنوان فرار دختران دارید که نه فیلم تان تکراری باشد، نه به دام ممیزی بیفتید و هم این که حرف تازه و باب طبع روز بزنید؟
آن فیلم هایی که نام بردید همه فیلم های بسیار خوب و قابل دفاعی بودند ولی در غیرمجاز نخستين تلاش من بر این بوده که پرداختی راحت به این سوژه داشته باشم. جوری که اگر دختر نوجوانی در ایلام این اثر را می بیند با کاراکتر قهرمان فیلم ارتباط برقرار کند. راحت بگویم می خواستم فیلمی عامه پسند بسازم. حسم بهم می گفت این قصه نیازی به میزانسن های پیچیده ندارد؛ اگر چه بخشی از تعهد و شغل من ایجاب می کند که به جنبه بصری و هنری کار هم توجه داشته باشم، ولی نمی خواستم فیلمی پر از رنگ و نور و حرکت بسازم. به هر حال دختر داستان ما یک دختر راحت شهرستانی است و باید کاری می کردم كه فیلم همان سادگی را داشته باشد.

این را قبول دارید که غیرمجاز در بعضی جاها شبیه فیلم های زن تهمینه میلانی از کار درآمده است؟
من سال ها با زن میلانی کار کرده ام و طبیعی است اگر تأثیراتی از ایشان گرفته باشم. به هر حال نمی توانم بگویم تحت تأثیر زن میلانی نبوده ام هنگامی که که دو نفر شباهت هایی داشته باشند دل به همکاری با هم می دهند؛ و از این نظر شباهت هایی که میان فیلم من و آثار ایشان هست، قطعا به علت این شباهت ها بوده و اجتناب ناپذیر هست. من شاید از تمام آنهایی که با آنها همکار بوده ام، تأثیراتی گرفته باشم. یادم است که حتی زمانی که فیلم جمعه را ساخته بودم، مردم می گفتند که عباس کیارستمی این فیلم را ساخته است.

شهروند

واژه های کلیدی: ایران | جایزه | سینما | دختران | سینمای | مهاجرت | غیرمجاز | سینمایی

دانلود


دانلود فایل ها

نویسنده : topsblog